
۱۹ فروردین ۹۵ در خانه هیچ جز دل ویران نداشتمچیزی به غیر دیدهی گریان نداشتمابری تمام وسعت من را گرفته بودجایی برای غصهی گلدان نداشتم در سینه موج میزد و گرم خروش بودرودی که جرات گذر از آن نداشتم در راه مانده بودم و پل روبهروم بوداما برای رد شدن ایمان نداشتم وامانده در كويرم و آزادهام، همینبس باشدم که هیچ غم نان نداشتم ایام هجر بیتو گذشته ست و بگذردمن با خدا که گفتهی پنهان نداشتم در این مسیر از نفس و لحظه نخستمن با کسی به غیر تو پیمان نداشتم #حامد_محقق@DarKucheBad برچسبها: پیمان, ترس, ویران, حامد م...
ادامه مطلب