اطلسی ها

خرید بک لینک
بگو بگو که معنی «مردانه» چیست ابراهیمدر این زمانه که «مردانه» نیست ابراهیمغمی چنین که به دلها نشسته میدانیغم نبودن مردانگیست ابراهیم«در این چمن چو دراید خزان ...*»چه میگوییشهید بود و شهیدانه زیست ابراهیمدرست و خوب شنیدی صدای بال آمدبه اوج قله برآ و نایست ابراهیمکنونکه قله نشین شهادتی ای مردبر اتش غم ما گل بریز ابراهیم....*در این چمن چو دراید خزان به یغماییرهش به سرو سهی قامت بلند مباد(حافظ)۱خرداد۱۴۰۳حامد محقق اطلسی ها...ادامه مطلب

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: جمعه 18 خرداد 1403 ساعت: 15:40

پیشنهاد دادم از یه چیز قدیمی بنویسیم. از یه چیز ازلی ابدی. از یه چیزی که .... نتونستم درست منظورمو توضیح بدم اما خودم این کارها رو نوشتم.

1-

راه میروم و مرگ

در کنارم است

یا که روبرویم است

یا که پشت سر ...

ما

همیشه با همیم

در تمام این سفر ...

2-

مثل بوییدن عطر

مثل دیدار خورشید و دریا

مثل دیدار آهو

در چمن زاری از شبنم و گل

مرگ

عادی ست

اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: پنجشنبه 26 بهمن 1402 ساعت: 22:01

رودمی دوید و بی قرار بودموجکف به لبساحلی نداشتغنچه همبرگ و شاخه ای نداشت.سایه روی شهر بود.شهرکوچه ای نداشتخانه، سقف و پنجره... دری نداشتشهر...کودکی....مادری....نداشت۲۶ مهر__________________ مادری کنار همسرش /کودکشدختری کنار مادر و برادرشسنگ توی مشتایستاده انددل به ایستادن و مقاومت/ایستادگیدادهاندروز بعدحتما اتفاق دیگریسر خط خبر شده ستروز پر شکوه قدس ...دیدنی شدهست۲۷ مهر#حامد_محقق________________فکر میکنم به مادرم که روز قبلروی تخت با جراحتی عظیم جان سپرد فکر میکنم به خواهرم که لابلای سردخانههاگم شدشفکر میکنم به کشورم کشوری که با حضور قومی از یهودسالهاستقتلگاه ما شده ستمن ولی به خودمن ولی به مادرمقول دادهامرو به روی شب بایستمو صبح را به قدسصبح را به پایتخت کشورم بیاورم.۲۷مهر۱۴۰۲#حامد_محقق_____________دخترم سوال میکند صلح چیست؟ صبح پس کجاست؟اشک حلقه میزند توی چشم مادرش برادرش مشت میکند دو دست را و خیره میشود به منما بلند میشویم و میرویمروز بعد پیکر من و برادرش روی دوش، میرودهمسرم وصیت مرا به دخترمهدیه میدهد«دخترم گر چه نیستم ولی، بلند شو بتابزندگی به کام توست...آفتاب نام توست»۲۸ مهر#حامد_محقق اطلسی ها...ادامه مطلب

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 70 تاريخ: يکشنبه 7 آبان 1402 ساعت: 11:43

ما همه

سیاه و زرد

یا سفید و سرخ

اهل عزتیم

کوه غیرتیم

میهن تماممان هر کجای این زمین یکیست

ما

ناممان، مراممان، خاندانمان یکیست

ما

هم قبیلهایم

قبلهمان یکی ست

اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 82 تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 14:43

چقدر این شعر رو دوست دارم. سال ۸۸ توی هواپیمایی که از شیراز به تهران میومد نوشتمش.

از کنگره شعر دفاع مقدس بر میگشتیم.

بیشتر هواپیما رو بچه های شاعر پر کرده بودند و شوخی ها و خنده هایی تکرار نشدنی داشتیم

نقدا این که

دور خودم میچرخم و

عروسکو میچرخونم

سقف خونه چرخ میخوره

چرا چرا نمیدونم

موهای من رفته بالا

شده شبیه باد بادک

من برای عروسکم

الان شدم چرخ و فلک

اطلسی ها...

ما را در سایت اطلسی ها دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 80 تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 14:43

صفحه بندی